حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2400
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
با او همدست است ، در ابتداء خواست هردو را نابود گرداند ، ولى چون نميدانست دشمنان او كىها هستند و عدّهشان چيست و تا چه درجه اين توطئه اهميّت دارد ، به احتياط نزديكتر ديد ، كه اجراى نقشهء خود را بتأخير اندازد ، بنابراين براى خواجه زهرى ترتيب داد ، كه زود كشنده نبود و سينناكس را همه روزه بقدرى مشغول كارها ميداشت ، كه او فرصت نمييافت باداره كردن مخالفين بپردازد . در اين وقت قضيّهاى هم بكمك اردوان آمد . توضيح آنكه پسر فرهاد چهارم ، كه براى ايجاد انقلاب در ايران بسوريّه وارد شده بود ، چون خواست رفتار خود را تغيير داده طورى كند ، كه پسند پارتيها باشد ، از عادت رومى خود دست كشيد و چون در مدّت چهل سال اقامت در روم اين عادات در او ريشه دوانيده بود و ترك عادت ، چنان كه گفتهاند ، موجب مرض است ، ببستر ناخوشى افتاد و بمرد . از جمله جهت ناخوشى او ، چنان كه از قول خودش روايت ميكنند ، لباس دراز پارتيها بوده ( ديوكاسّيوس ، كتاب 18 ، بند 26 ) . اين مرگ ناگهان فرهاد براى اردوان خيلى مفيد بود ، چه خيال او را از طرف فرهاد آسوده ميداشت . در اينوقت بود يا قبل از اين زمان ، معلوم نيست ، ولى محقّق است ، كه از شركت تىبريوس در توطئه داخلى ايران براى ايجاد اغتشاشى در آن ، اردوان بقدرى برآشفت ، كه نامهاى بسيار سخت به تىبريوس نوشت . نويسندهء رومى سوئهتن « 1 » گويد ( تىبريوس ، بند 66 ) : مفاد نامه چنين بود ، كه اردوان تىبريوس را شقى ، ترسو و فاسد الاخلاق ( از جهت فسق و فجورش ) خوانده به او توصيه ميكرد ، موافق ميل تبعهاش ، كه بجا و حقّ است ، فورا بخودكشى اقدام كند « 2 » . تىبريوس از اين نامه بشدّت
--> ( 1 ) - Sueton . ( 2 ) - به نظر مؤلّف اردوان خواسته نيشى به قيصر بزند : موافق اخلاق پارتيهاى شجاع شخصى ، كه مرتكب عمل شنيع بر ضدّ طبيعت ميشد ، ميبايست خودكشى كند . بنابراين اردوان خواسته فسق و فجور تىبريوس را به چشم او بكشد و بفهماند ، كه موافق اخلاق پارتى ، او مستحق مجازات خودكشى است و بعلاوه تبعهاش هم از شدّت ظلم او همين را ميخواهد ( در باب فسق و فجور تىبريوس بكتاب سوئهتن موسوم به 12 قيصر بند 42 - 45 رجوع شود ) .